سخنان بزرگان و بزرگترین روانشناسان ، جامعه شناسان و دانشمندان درباره موفقیت در سایت جاودانه ها | |
سخن بزرگان بهمراه عکس های بسیار زیبا
7:33 AM, Wednesday, November 14, 2007
.. Link
اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . اُرد بزرگ آری، برای شناکردن در جهت مخالف جریان رود، قدرت و جرأت لازم است؛هر ماهی مردهای میتواند همسو با جریان آب حرکت کند. ساموئل اسمایل اگر بخود اعتماد واطمینان داشته باشی همیشه جواب هر سوالی را که ازخود میپرسی میدانی علت اینکه منتظری تا دیگری تأئید کند تنها از آنروست که بخود اعتماد نمیکنی!
تمام چيزى كه خدا از بشر مى خواهد يك قلب آرام است. ميستر اكهارت
عشق دردناک است چون برای سعادت راه می آفریند. عشق دردناک است چون دگرگون می کند.. عشق دگرگونی است و هر دگرگونی دردناک خواهد بود. چون کهنه به خاطر نو ناگزیر است رها شود.. کهنه آشناست ... ایمن .. بی خطر.. نو مطلقا ناشناخته است. شما در اقیانوس ناشناخته در حرکت خواهید بود. ..... انسان بدون عشق خودشیفته است. اوشو مردم پست و دون همانند سراب مي مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند. (گوته)
جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن . اُرد بزرگ در زندگی ثروت حقیقی مهربانی است ، و بینوایی حقیقی خودخواهی . وینه
عشق هميشه قابل اعتماد است اما مردم نيستند. لئوبوسكاليا
انسان اگر دستي به آئينه دل خود بكشد، بينش دل پسندي هديه ميگيرد.
بگو ببارد آنچه باران تقدیر می نامندش.... بگو بشوید آن روزهای گرم آغوش را ....تلخ و شیرین .... همه را بشوید از این ذهن به جا مانده ز عشق .... تکه یادها را.... لخته های به جا مانده ز خون.... زخم های کهنه بر دل....بگو بگیرد این آبی پهناور .... به وسعت ابرهای تیره بختش..... بگو سیاه کند این خیال رویایی .... سفیدی صداقت را .... امید بی نهایت ....بگو ببارد ....
خزان خاطره ها٬ ز فصل عشق به سر رسید و دگر از برگهای خشکیده٬ که گهگاه امیدی به دل زنده می کرد ٬ یادی نماند .دل بر دستان رویاها ٬صادقانه جان داد... دستان روزگار ٬ بی رحمانه به تحمیل ٬تقدیر را بر تاریخ ما نشاند... دل ٬ بر زمین سپردم و دگر از محبت باران٬ انتظاری سبز را منتظر نخواهم بود... آری آسمان بی نیاز به مه و مهتاب دیروز ... امروز زانو زده بر مزار دل آسمانی خویش٬ بر حذر شد ز زاری و حتی بغضی نهان ... بسان آدم و هوا.... منع شده ٬ز تصاحب قلبی پر تپش ...روزهای خاطره را فاتحه می خواند... خشکیده های به ظاهر راست قامت٬ سبز نماهای بی روح ٬ به نقاب درختان قطورتر ز تجربه ٬نظاره نشستند مرگ عاطفه را ٬ و به اثبات حرف خویش ٬ تحسین طلب کنند... زانو ٬ز سر احترام به دل زدم و نه از شکستن کمر....هرگز ٬گمان خام خود به خستگیم مبر.... تا به وقت وصال ... آن روز که باورها همه یقین شوند و انکارها ٬آشکار ...
به روزگار سختی ... مثل کوه زنند و همگان را پند به استقامتش دهند و هر دم هیبت و عظمتش را ز خاطر گذرانند...همسانی که به عرش او رسد و چو او باشد میان کائنات نتوان دید .... تو نیز چون باشی ....از برای بلندی روح ....از بلندای کوه بالا روند.... و به یقین فاصله خویش با خدا کمتر بینند.. تا به آن خلوت نیاز خود زمزمه کنند.... کوه را به استواری و بلندی هیچ جای شک و شبه نیست....عاشقان همه سر به کوهند و بعد به بیابان .... تو نیز سر به آسمان داری و میان تو و او فاصله ای کمتر ... خداوند زمین را به تکیه بر کوهها در آسمانها استوار ساخت .... و همین بس.... که تو چونان کوه بمانی ......
سالهاست جان گرفتنی را به انتظار نشستم .... بهار ها گذشتند و جز سرمای زمستان ها به جان ... دریغ از سبزی وجود ... تنها سبزها را به دیده دیدم و در دل... جز حسرت و سیاهی هیچ نماند... زمان ...روز و شب ها را بی رحمانه بر عمرم نشاند ...... گویی طبیعت نیز رنگهای شادمان را از ما دریغ می کرد و جز تیرگی ...... سهم ما هیچ نبود.... تنها آسمان نور امیدش را بی دریغ هر صبح بر من می تابد و آبیش..... آرامشی عجیب بر جان و دل می بخشد ..... چشم به آسمان دارم و... از این رو استوارم ...
کسی خواست چشمان عاشقی را..... تا به روزهای عاشقی بازگردد... این چشمان فریبنده اند....
آسیب دیده همیشه درهای رویاهایش کوچک و کوچکتر می شود ، مگر با امید که شرایط ما را دگرگون می سازد . اُرد بزرگ
وفاداری ما نسبت به ديگران احترام گذاشتن ، پذيرفتن و توجه به آنهاست. به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش...
![]()
وقتی در زندگی به داشتنی های خود فکر می کنیم خود را خوشبخت و زمانی که به نداشته می اندیشیم خود را بدبخت حس می کنیم . پس خوشبختی ما در تصور خود ماست . تناجیو
هنگام گسست و بریدن از همه چیز ، می توانی بسیاری از نداشته ها را در آغوش کشی . اورود بزرگ
عشق گلي کمياب است و فقط بعضي اوقات مي رويد. کمياب است
زيرا فقط هنگامي اتفاق مي افتد که ترسي وجود نداشته باشد و نه قبل
از آن. يعني عشق فقط براي افراد عميقا روحاني، مي تواند واقع
شود. روابط جنسي براي همه امکان پذير است. آشنايي براي همه
امکان پذير است، اما عشق نه. اوشو
آسمان براي گرفتن ماه تله نميگذارد، آزادي خود ماه است كه او را پايبند مي كند.(تاگور)
شعر زاده عشق است ، جايی که عشق هست ، همه هستی به شعری دل انگيز تبديل ميشود . اوشو
عشق بدون توقع ونياز ، شالوده رهايی است. عشق مستلزم شجاعت است . زيرا برای سفر به اقليم عشق بايد ترک نفس کرد وترک نفس برای زبونان ساده نيست . اوشو
....هيچ چيزي در امنيت نيست .. هيچ چيزي نميتواند ايمن و قطعي باشد,زيرا يك زندگي قطعي و ايمن بدتر از مرگ خواهد بود . زندگي سرشار از عدم قطعيت هاست . ( اوشو)
" در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آميزي نهفته است - گوته "
تو آن امپراطوری هستی که به خواب رفته و در رویا می بیند که گداست . از خواب بیدار شو. ( اوشو)
سعی کنیم همیشه وسیعتر از اونچه که چشم می بینه نگاه کنیم ... همیشه هم نور باعث دیدن نمیشه .... حتی با یه نور شمع هم می شه خیلی جاها رو که حتی تو روز نمیشه دید ... نگاه کرد. چشمان ما شاید وسعت دید محدودی داشته باشند اما تنها ابزار دیدن ٬چشم نیست ... دل آدمها هم می تونه خیلی چیزها رو ببینه ... چیزهایی که حتی چشم قادر به دیدنشون نیست ....
ابر بارنده به دریا گفت: من نبارم٬ تو کجا دریایی؟؟!! در دلش خنده کنان دریا گفت: ابر بارنده تو خود از مایی !!!
اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید... اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید.... اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید... اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید... اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید... اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬ مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید. لئو بو سکا لیا
امتحان نهایی دین ... دینداری نیست .. محبت است . در زندگی به پس که می نگرید می بینید لحظه هاییکه به راستی زندگی کرده اید .. لحظه هایی هستند که با عشق و محبت دست به کاری زده اید...
شايد زندگي قصه اي است که کودکان از آن آگاهند و آن را با گريه آغاز مي کنند .
" گر خدائي نباشد بايد او را اختراع كرد، اما تمامي طبيعت فرياد بر مي آورد كه خدا هست.ولتر "
انسان همان است که خود باور مي کند . ( آنتوان چخوف )
آدمها فقط در يک چيز مشترکند ، متفاوت بودن . ( رابرت زند )
هميشه چنين بوده است که مهربه ژرفاي خود پي نمي برد تا آنگاه که ساعت فراق فرا مي رسد .
برگرفته از : http://habinator.blogfa.com { Last Page } { Page 42 of 112 } { Next Page } |
About MeArchives Linksدکتر شهناز خاتمیForum باشگاه گفتمان تالار گفتگوی دانش پژوهان ایران روح انگیز شاهسوند بشنوازدل نیای بزرگ ایرانیان فردوسی sedai iran صدای ایران امام علی رحمان رییس جمهور تاجیکستان جملات بزرگان تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران انجمن خبرنگاران ایران کیمیا درفشی لیلی مجتبایی تالار گفتگوي تاجیکستان Tajikistan اندیشه ها و افکار مولانا دانشمند Daneshmand اولين نظام جامع تخفيفات در ايران آشیانه شعر وب سایت اختصاصی ف.شیدا آشیانه ی شعر با مدیریت شیوا تالار و انجمن رهایی ضرب المثلهای جهان سخن و پند کوتاه بزرگان ایده - سایتی در مورد نظریه دانشمندان دانلود کتاب سخن بزرگان سخنان بزرگان و جملات حکیمانه از بزرگترین دانشمندان ، روانشناسان و جامعه شناسان
باربارا دی آنجلیس و عشق و زندگی زناشویی محمد صالح ابوسعیدی و تربیت فرزند
|