سخنان بزرگان و بزرگترین روانشناسان ، جامعه شناسان و دانشمندان درباره موفقیت در سایت جاودانه ها

سخنانی از فردریش نیچه

10:33 PM, Thursday, August 10, 2006 .. 7 محل نظرات شما .. Link

 

 

 


 فردریش نیچه : زندگی بدون موسیقی اشتباه است.


 فردریش نیچه : باید از دگم گرایی ها در اندیشه فلسفی دوری کرد.


 فردریش نیچه :  برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند.


 فردریش نیچه :  کسانی که به شهود دلایل منطقی را متصل می کنند راه به خطا رفته اند.


 فردریش نیچه :  بشر به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب.


 فردریش نیچه :  نمی توان از همساز با طبیعت بودن یک اصل اخلاقی برای خود ساخت. زیرا  طبیعت  بی رحم  است و  اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد .


 فردریش نیچه :  فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است می خواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان روا داشتن استبداد بر دیگران است.


 فردریش نیچه :  غرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنها به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکر رواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعت است پس طبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند.


 فردریش نیچه :  فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین.


 فردریش نیچه :  باید بر فریب حواس خود پیروز شویم


 فردریش نیچه :  علم جهان را توضیح نمی دهد بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نباید در نظر گرفت.


 فردریش نیچه :  اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد.


 فردریش نیچه :  قدرت خواهی بشر و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است.


 فردریش نیچه :  بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و  قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند.


 فردریش نیچه :  بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می  بینم.


 فردریش نیچه :  از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد.


 فردریش نیچه :  پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم.


 فردریش نیچه :  ذهن و  ادنیشه  مسئول به خطا افتادن بشر است.


 فردریش نیچه :  فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان توضیح داد.


 فردریش نیچه :  خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند.


 فردریش نیچه :  آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها.


 فردریش نیچه :  کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد!.


 فردریش نیچه :  مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند.


 فردریش نیچه :  خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز.


 فردریش نیچه :  هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم.


 فردریش نیچه :  کسی که بخواهد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد.


 فردریش نیچه :  استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود.


 فردریش نیچه :  کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند.


 فردریش نیچه :  آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند.


 فردریش نیچه :  نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود.


 فردریش نیچه :  حقیقت مانند دریا است که چون نمک  آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد.


 فردریش نیچه :  انسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، وقتی از خطر جانی دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد.


 فردریش نیچه :  کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است.


 فردریش نیچه :  هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند.


 فردریش نیچه :  یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست. سرآغاز  هم نیست. او فردی بی خویشتن است.


 فردریش نیچه :  کسانی که مردم از آنها  به صاحبان اخلاق یاد می کنند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند.


 فردریش نیچه :  همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و  ظاهربینی افراد فرومایه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست.


 فردریش نیچه :  حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست  خنده دار است زیرا  همه چیز طبق

خواست قدرت ما است.  

 


 فردریش نیچه :  آنچه برای یک نفر سزاوار است نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست.


 فردریش نیچه :  کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است.

 فردریش نیچه :  لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به ایشان نیز آزار خواهد  رسید.


 فردریش نیچه :  مرد خواهان حقیقت است اما زن  موجودی سحطی نگر می باشد.


 فردریش نیچه :  اختلاف طبقاتی  از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود.


 فردریش نیچه :  اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری اصل بنیادی جامعه است ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند.


 فردریش نیچه :  با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور خود را پنهان می کنند.


 فردریش نیچه :  پاکی نفس جدایی می آورد.


 فردریش نیچه :  دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن از نشانه های والا بودن است.


 فردریش نیچه :  با دیگران بودن آلودگی می آورد.


 فردریش نیچه :  چهار فضیلتی انسان والا عبارت است از : دلیری ،درون بینی ، همدلی و تنهایی  که گرایش به آنها سبب پاکی می شود.


 فردریش نیچه :  آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلف دارند بلکه ایمان اوست.


 فردریش نیچه :  فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب های نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد.


 فردریش نیچه : عشق را فریبنده و ویرانگر است  نه نجات بخش.


 فردریش نیچه :  باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است.


 فردریش نیچه :  نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد  کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است.


 فردریش نیچه :  آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند .


 فردریش نیچه :  بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید .

 


Leave a Comment

شاد باشی و کامروا

8:41 PM, Friday, August 11, 2006 .. Posted by پریدر
چه سخنان دلنشین و زیبایی بود
من این جملات رو خودم پرینت گرفتم
می خوام همه رو حفظ کنم و در خاطر داشته باشم
از اینکه با نوشته هاتون انسانها را کمک می کنید متشکرم

سلام

10:27 PM, Friday, August 11, 2006 .. Posted by محمد حسین اردبیلی
بسیار عالی بود
یا حق

عرض ادب

5:37 AM, Saturday, August 12, 2006 .. Posted by مینا47
باعرض سلام و خسته نباشید
خوندم ولذت بردم
ممنون از زحمات بی دریغ شما. از اینکه من رو ورد لطف قرار دادید بی نهایت سپاسگزارم

من هم چند سخن از بزرگاتن و حکیمان تقدیم می کنم

11:52 AM, Sunday, August 13, 2006 .. Posted by آتوسا
بسیار عالی بود
خسته نباشید
کار بزرگی انجام داده اید
ونیاز نسل جوان امروز بیش از هر چیز به همین نصایح و پندهاست
موفق باشید




جان كايزل : دانش انسان را فروتن مي سازد و ناداني موجب ادعا و خودستايي مي گردد .
بانو استاهل : در حقيقت زيبايي آن است كه به انسان برتري بخشد .
اديسون : نام نيك پيراهني است كه هيچ گاه كهنه نمي شود .
پاتريك هانري : فقط يك چراغ است كه مرا هدايت مي كند و آن چراغ تجربه است .

اسما يلز : همسر خوب بهترين ياور در صحراي سنگلاخ و پر مخاطره زندگي است .
فرانسواماري ولتر : مشغول نبودن با زنده نبودن يكي است .
فردريش نيچه : سياستمدار انسان‌ها را به دو دسته تقسيم مي‌كند: ابزار و دشمن. يعني فقط يك طبقه را مي‌شناسند و آن هم دشمن است.
كنفوسيوس : هركس بايد با تمام قوت مردم را دوست بدارد .
بقراط : سخن نيكو ، صياد دل هاست و خط زيبا نزهت چشم ها .

همت بلند دار كه مردان روزگار از همت بلند به جايي رسيده‌اند
در بيابان گر سوي كعبه بنهادي قدم سرزنش‌ها گر كند خارمغيلان غم مخور

بوذر جمهر حكيم : هر كه نيك نهاد و پاك منش و كوشا باشد ، به آنچه سزاوار است مي رسد .


ديل كارنگي : باديگران بخند نه بر ديگران .


وزیری : ياد بدهيد و از ناملايمات زندگي هراس نداشته باشيد.

وزیری : ديدگاه‌هاي هنري‌تان را با مصالح روز آميخته نسازيد.

وزیری : از اين و آن تقليد نكنيد؛ بكوشيد تا هويت خودتان را پيدا كنيد.

وزیری : به ستايش‌ها و موفقيت‌هاي زودگذر تكيه نكنيد.


وزیری : استاد خوب كسي است كه هميشه شاگرد خوبي باشد

وزیری : به خاطر داشته باشيد، تاريخ با بي‌رحمي درباره‌ي ما و روش كارمان قضاوت خواهد كرد، چه خوب است كه از اين داوري سربلند بيرون آييم

پل كلي : سعي كنيد فرزند برگزيده‌ي پروردگار باشيد، آن‌وقت است كه الهه‌ي هنر به روي شما لبخند خواهد زد و جايي در رديف بزرگان دانش و هنر به شما تفويض خواهد شد.

ديكنز : عالي ترين صفت بشري ، مردانگي است .


شيلون : به زبانت اجازه نده كه قبل از انديشه ات به راه افتد .
اسكاول شين : همه ي امور خطير به دست كساني انجام پذيرفته است كه از آرمان هاي بزرگ خود دست نكشيده اند .


حکیم فردوسی :
بکوشید تا رنج ها کم کنید
دل غمگنان ، شاد و خرم کنید

چو روزی به شادی همی بگذرد
خردمند مردم چرا غم خورد؟


ناصر خسرو : هنر، زیور بشر است و بشر زیور کیهان

کنفوسیوس : مرد بزرگ ، یک طرفه قضاوت نمی کند.

ناپلئون : ندای وجدان را در همه حال از خود دور نسازید

چنین گفت زرتشت

10:19 AM, Monday, August 21, 2006 .. Posted by کامیار مستوفی




درود
تارنگار بسیار پر باری دارید
دست مریزاد
من هم پیشکشی به رسم دوستی و ارادت تقدیم می کنم و آنهم چند جمله ابتدای کتاب چنین گفت زرتشت نیچه است :

زمانی که زردشت سی ساله بود ، زادگاه و دریاچه ی زادگاهش را ترک کرد و به کوهستانها
رفت . در آنجا از جان خویش سر خوش گشت و ده سال از این شادی نفرسود . ولی سرانجام
دلش دگرگون شد و بامداد پگاهی با طلوع صبح برخاست و رو در روی خورشید ایستاد و چنین
گفت :
" تو ای ستاره ی بزرگ ! نیک بختی تو چه می بود اگر نبودند کسانی که تو برایشان
بتابی . تو ده سال بر سر من طالع شدی ، و اگر من و عقاب و مارم نمی بودیم از تابش
خود و این سفر می فرسودی . لیکن ما هر بامدادی در انتظارت بودیم ، از سرشاریت بهره
می بردیم و بر تو درود می گفتیم . اکنون بنگر ! من از لبریزی دانش خویش به تنگ آمده
ام ، همچون زنبوری که عسل بسیار گرد آورده است ، نیازمند دستهایی هستم که برای
گرفتن آن به سویم دراز شود . بر آنم که آنرا ببخشم و بپراکنم ، تا بار دیگر
خردمندان از ابلهی و بینوایان از توانگری خویش در میانه ی آدمیان شاد شوند . پس
باید به دشت فرود آیم ، همچنانکه تو هر شامگاه چنین می کنی ، آنگاه که در پس دریا
پنهان می شوی و با نور خویش " جهان زیرین " را نیز روشن می داری .
ای ستاره ی سر شار ! چون تو من باید بروم ، چنانکه آدمیان را چنین سخنی است ، و
اکنون می خواهم به سوی ایشان فرود آیم . پس مرا خجستگی بخش ، ای چشم آرام که می
توانی بی شرار رشک حتی بزرگترین خوشبختی ها را نظاره کنی . جامی را که می خواهد از
سرشاری لبریز شود برکت ده تا شاید قطره های زرین از آن جاری گردد و روشنایی شادی تو
را بر سراسر جهان فرو بارد . بنگر این جام را که بر آن است باز تهی گردد ، زردشت
را که باز بر آن است ، آدمی شود !
و بدین سان فرود آمدن زردشت آغاز شد .


زردشت تنها از کوه سرازیر شد و هیچکس را ندید . اما همینکه به جنگل رسید مردی پیر
را به ناگهان در برابر خود یافت ، که کلبه ی مقدس خود را ترک گفته و برای یافتن
ریشه ی گیاهان ، به جنگل آمده بود .
مرد پیر به زردشت چنین گفت :
" این مرد سرگردان در دیدگاه من بیگانه نیست ، سالها پیش از اینجا گذشت ، زرتشت می
نامیدند . اما اکنون دگر شده است . آن روز خاکسترت را به کوهستان بردی ، امروز می
خواهی آتشت را به دشتها
ببری . مگر از کیفر بر پا کنندگان حریق هراس نداری ؟ آری من زردشت را می شناسم .
دیدگانش روشن است و پاک و نفرتی در گوشه ی دهانش ننشسته است . چه رقصان و دست افشان
می رود ! چه دگرگون شده است ! کودک گشته ، بیدار گشته ! ای زردشت ترا اکنون با
خفتگان چکار ؟ آن سان که در دریا باشی ، در عزلتگاه خود می زیستی و دریا ترا می برد
. دریغا ! می خواهی بار تن خویش را بار دیگر خود بر دوش کشی ؟ "
زردشت پاسخ داد : " من انسان را دوست دارم . "
پیر مقدس گفت :
" چرا من به بیابان و جنگل آمده ام ؟ از این رو نبود که آدمیان را عاشق بودم ؟
اکنون خدای را عاشقم . آدمیان را دوست نمی دارم . انسان نزد من بسی ناقص است . عشق
به انسان مرا تباه می کند . "
زردشت در پاسخ گفت :
" آیا من از عشق سخن گفتم ؟ من برای آدمیان ره آوردی دارم . "
پیر گفت :
" چیزیشان مده ، بل چیزی از بار ایشان برگیر، و همراهشان ببر . این کار را خوشتر
دارند . اگر ترا نیز خوشتر آید ! اما اگر می خواهی ایشان را چیزی بدهی ، جز صدقه
اشان مده ، و بگذار آنرا نیز از تو گدایی کنند . "
زردشت پاسخ داد :
" نه من صدقه نمی دهم . آن سان بینوا نیستم که صدقه بدهم . "
پیر به زردشت خنده زد و گفت :
" پس در این گمان مباش که گنج های ترا بپذیرند . آنها به گوشه نشینان بد گمانند و
باور نمی دارند که ما آمده ایم که ایشان را چیزی بدهیم . گامهای ما در کوچه هایشان
طنینی بس تکروانه دارد . و شب هنگام پیش از بر آمدن خورشید ، هنگامی که در بسترشان
غنوده اند ، صدای ما را در گذرگاه می شنوند ، گویا از خود می پرسند : این دزد به
کجا میرود ؟ نزد آدمیان مرو و در جنگل بمان ! نیک تر آنکه نزد جانوران بروی . چرا
چون من نیستی ، خرسی در میان خرسان ، و پرنده ای در میان پرندگان . "
زردشت پرسید :
" پیر مقدس را در جنگل چکار است ؟ "
پیر پاسخ داد :
" سرودهایی می سرایم و می خوانم . زمانی که سرود می سازم ، می خندم ، می گریم و
نجوا می کنم . و این چنین خدای را می ستایم با سرودن ، گریستن ، خندیدن و نجوا
خدایی را ستایش می کنم ، که خدای من
است . اکنون ره آورد تو برای ما چیست ؟ "
زردشت با شنیدن این سخنان پیر را بدرود کرد و گفت :
" چه دارم که شما را ببخشم ؟ بگذار زودتر از اینجا بروم تا چیزی از شما بر نگیرم !
"
و بدین سان زردشت و پیر از یکدیگر جدا شدند ، لبخند زنان چون پسرکانی خندان . و
زردشت که تنها ماند با دل خویش چنین گفت :
" آیا ممکن است ؟ آیا این پیر در جنگل خود هنوز نشنیده است که خدا مرد ؟ "






salam

9:25 AM, Wednesday, November 22, 2006 .. Posted by Anonymous
salam.mer30 ke yhamchin site jalebio ijad kardi,,,mova***h bashi....chehraghi.ahmad@gmail.com

Untitled Comment

7:42 AM, Wednesday, May 30, 2007 .. Posted by bahman
واقعاً خسته نباشید امید وارم که همچنان موفق و مرید باشید و همچنان با پشتکار به کارتون ادامه بدین

{ Last Page } { Page 109 of 112 } { Next Page }

About Me

صفحه نخست
Archives

Links

دکتر شهناز خاتمی
Forum باشگاه گفتمان
تالار گفتگوی دانش پژوهان ایران
روح انگیز شاهسوند
بشنوازدل
نیای بزرگ ایرانیان فردوسی
sedai iran صدای ایران
امام علی رحمان رییس جمهور تاجیکستان
جملات بزرگان
تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران
انجمن خبرنگاران ایران
کیمیا درفشی
لیلی مجتبایی
تالار گفتگوي تاجیکستان Tajikistan
اندیشه ها و افکار مولانا
دانشمند Daneshmand
اولين نظام جامع تخفيفات در ايران
آشیانه شعر وب سایت اختصاصی ف.شیدا
آشیانه ی شعر با مدیریت شیوا
تالار و انجمن رهایی
ضرب المثلهای جهان
سخن و پند کوتاه بزرگان
ایده - سایتی در مورد نظریه دانشمندان
دانلود کتاب
سخن بزرگان
سخنان بزرگان و جملات حکیمانه از بزرگترین دانشمندان ، روانشناسان و جامعه شناسان

سرآغاز

سخن بزرگان صفحه نخست

سخن بزرگان صفحه دوم

سخن بزرگان صفحه سوم

سخن بزرگان صفحه چهارم

سخن بزرگان صفحه پنجم

سخن بزرگان صفحه ششم

سخن بزرگان صفحه هفتم

سخن بزرگان صفحه هشتم

سخن بزرگان صفحه نهم

سخن بزرگان صفحه دهم

سخن بزرگان صفحه یازدهم

سخن بزرگان صفحه دوازدهم

سخن بزرگان صفحه سیزدهم

سخن بزرگان صفحه چهاردهم

سخن بزرگان صفحه پانزدهم

سخن بزرگان بهمراه عکس

تصویر و سخن بزرگان


سخنانی از فردوسی بزرگ

سخنانی از فردریش نیچه

سخنانی از اُرد بزرگ

سخنانی از جبران خلیل جبران

سخنانی از بزرگمهر

سخنانی از آنتونی رابینز

سخنانی از ناپلئون بناپارت

سخنانی از علی ابن ابیطالب

باربارا دی آنجلیس و عشق و زندگی زناشویی

محمد صالح ابوسعیدی و تربیت فرزند

سروده های فرزانه شیدا

کتاب برانگیختگان نوشته جعفر معروفی در مورد ارد بزرگ ، فردریش نیچه و جبران خلیل جبران کتاب سیصد جمله نوشته امیر همدانی در مورد ارد بزرگ فردریش نیچه و جبران خلیل جبران

سخنان ماندگار نوشته فرزانه شیدا ، جملات برگزیده ایی از ارد بزرگ نظریه قاره کهن ارد بزرگ

سرودهای فرزانه شیدا ذرات طلایی 1 از فرزانه شیدا

ذرات طلایی 2 از فرزانه شیدا


تالار گفتگوی دانش پژوهان ایران
[ -- جملات زیبای بزرگان -- ] ..... [ -- جملات زیبا-- ] ..... [ -- جملات حکیمانه برای موفقیت-- ] ..... [ -- سخنان زیبای بزرگمهر-- ] ..... [ -- سخنان کوتاه و تصویر بزرگان-- ] ..... [ -- سخنان حکیمانه فردریش نیچه-- ] ..... [ -- گفته های جبران خلیل جبران-- ] ..... [ -- جملات کوتاه حکیمانه-- ] ..... [ -- سخن بزرگان-- ] ..... [ -- سخنان برگزیده ارد بزرگ-- ]

نظرات بازدید کنندگان سایت

Condos
آمار بازدید از سایت