سخنان بزرگان و بزرگترین روانشناسان ، جامعه شناسان و دانشمندان درباره موفقیت در سایت جاودانه ها | |
زیباترین سخنان حکیمانه از روزنامه بین المللی اعتدال - بخش اول
8:50 AM, Wednesday, June 25, 2008
.. Link
زیباترین سخنان حکیمانه از روزنامه بین المللی اعتدال
بزرگمهر :اگر کوه با همه سنگيني و عظمت و صلابت که وي راست فرمان شاه را سبک دارد تيره راي خيره سري بيش نيست . http://www.etedaldaily.ir فردريش نيچه :انديشه هاي ما ، آري و نه گفتن هاي ما ، و اگر و اما گفتن هاي ما ، همه با همان ضرورتي از درون ما رشد مي كنند كه ميوه از دل درخت ، به هم مر بوط و با هم خويشاوندند ، و همه از يك اراده، يك وضع جسماني، يك خاك ، و يك خورشيد نشان دارند . والت ديسني : غير ممكن ها را انجام دادن نوعي لذت است . جبران خليل جبران : به روزگار شيرين رفاقت سفره ي خنده بگستريد و نان شادماني قسمت کنيد . به شبنم اين بهانه هاي کوچک است که در دل ، سپيده مي دمد و جان تازه مي شود . شوپنهاور: هنرها تنها تقليد محض واقعيت خارجي نيستند و اگر برخي آثار هنري چنين بودند در حقيقت در برابر رسالت عالي خود کاذب مي نمودند. فردريش نيچه :انسان برتر از ابرانسان بسيار دور است . ارد بزرگ : آن که به سرنوشت ميهن و توده آدميان سرزمين خويش بي انگيزه است ارزش ياد کردن ندارد . پاتريک هانري : آيا زندگي آنقدر عزيز ، و صلح آنقدر شيرين است که به بهاي زنجير و اسارت خريداري شود ؟ ويليام ماتيوس : نخستين قانون موفقيت تمرکز است . يعني همه نيروهاي خود را روي يک نقطه متمرکز کنيد ، مستقيما به سراغ همان برويد و به چپ و راست منحرف نشويد. ارد بزرگ : آن که برنامه ها را از پايان به آغاز مورد ارزيابي ( نقد) قرار مي دهد ، در حال سرپوش گذاردن بر روي چيزي است . جبران خليل جبران : حاشا که آواز آزادي از پس ميله و زنجير به گوش تواند رسيد و از گلوگاه مرغان اسير . بزرگمهر :برترين دانش ها يزدان پرستي است . پل نرولا : دوست بجاي چتريست که بايد روزهاي باراني همراه شما باشد . پول شرر : يگانه راه براي افزودن خوشبختي بر روي زمين آن است که تقسيمش کنيم . اُرد بزرگ : آن که مي دزدد ، جز حق خويش چيزي نمي ستاند . اما اين ستاندن نفرين و خواري ابدي در پي دارد . جبران خليل جبران : زندگي روزانه شما پرستشگاه شما و دين شماست .آنگاه كه به درون آن پاي مي نهيد، همه هستي خويش را همراه داشته باشيد . ويل دورانت : بخش عمده ي تاريخ حدس است و بقيه تعصب. فردريش نيچه :اصولا زماني پوچي براي چيزي معنا پيدا ميکند که بيايم براي آن ، هدفي تعريف کنيم .و اگر بدانيم هدفي در کار نيست، به پوچي هم نخواهيم رسيد . اُرد بزرگ : آن که کارش را دوست ندارد خيلي زود پير مي شود . وينسنت لمباردي : مهم نيست اگر زمين بخوريد، مهم دوباره برخاستن است. اُرد بزرگ : آن که راستي نپويد ، گرفتار آميزش ، با اهريمن است ، فرزند اين آميزش ، آشوب است و شورش . شوپنهاور: مفاهيم سازه هاي مغزي اند حال آنکه ايده ها مقدم بر فکر بشري هستند . در حقيقت درک مغزي ما از ايده ها مفهوم را مي سازند لذا مفاهيم را راهي به قلمرو ذاتها نيست. پوپ : انديشه هاي ما در غرفه هاي بيشمار دماغ با زنجير ناپيدا به يکديگر پيوسته اند . چون يکي از آنها بيدار شود ، هزار تاي ديگر نيز سر بر مي دارند . بزرگمهر :آن چه دلخواه همه است جز تن درستي نيست ، که اگر کسي روزي از آن محروم شد آرزويي جز بدست آوردنش ندارد . آلن لاکين : هر جا که عشق بزرگي خانه کرده است خشم بزرگي نيز مسکن دارد . جبران خليل جبران : ايمان از کردار جدا نيست و عمل از پندار . ارد بزرگ : آن که زيبايي خرد را نديد ، گرفتار زيبايي آدميان شد ، و بدين گونه از هر چه داشت ، تهي گشت . فردريش نيچه :اجحاف نکردن و آسيب نرساندن به ديگران براي رسيدن به برابري ريشه و بنياد جامعه است ولي اين خواست نفي زندگي ست چون زندگي بهره کشيدن از ديگران است که ناتوان ترند. پورلي نيکولاس : ازدواج کتابي است که فصل اول آن به نظم است و بقيه فصول به نصر . پرل پاک : انتخاب پدر و مادر در دست خود انسان نيست ، ولي انتخاب مادرشوهر و مادر زن دست خود انسان است . اُرد بزرگ : آن که از آينده سخن مي گويد و آن را مي سازد بارها و بارها مي زيد و تا ياد و سخنش در ميان ماست او زاده مي شود و باز هم . يانيس ريتسوس : زبان شاعر، تنها برآيند يک کار نقد يا تحليل نيست. سنتز واقعيت است با خيال و افسانه. سنتزي که توسط حواس - در رابطه ي متقابل با عقل - صورت مي گيرد. شوپنهاور: وظيفه هنر تجلي ايده هاست. پرويز ياحقي : شاهکارها با گذشت زمان کهنه نمي شوند ، اين بماند ، در هر زماني بسته به موقع و مقام جلوه و جمالي دوباره مي يابند چنان که گويي به تازگي مطرح شده اند اُرد بزرگ : آن که درست سخن نمي گويد داناترين هم که باشد باز از ديدگاه همگان بي سواد است . توماس مان : هنر ، قدرت و توانايي نيست بلکه تسلي خاطر است . ماخذ : روزنامه اعتدال http://www.etedaldaily.ir/pub/1387/Tir/06/html/page5.html#37421 سخنان حکیمانه جبران خليل جبران : برادرم تو را دوست دارم ، هر كه مي خواهي باش ، خواه در كليسايت نيايش كني ، خواه در معبد، و يا در مسجد . من و تو فرزندان يك آيين هستيم ، زيرا راههاي گوناگون دين انگشتان دست دوست داشتني "يگانه برتر " هستند ، همان دستي كه سوي همگان دراز شده و همه آرزومندان دست يافتن به همه چيز را رسايي و بالندگي جان مي بخشد . آندره ژيد : به نظر من ما روزي خواهيم مرد که نخواهيم و نتوانيم از زيبايي لذت ببريم و در صدد نباشيم آن را دوست بداريم . فردريش نيچه :اگر ما (( بي دل و جان )) هستيم ؛ دست کم نسبت به زندگي چنين نيستيم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنيات )) روبروييم . با خشمي ريشخند آميز در آنچه (( آرمانها )) مي ناميمشان ؛ در حال غور و تامل هستيم. ما خويش را خوار مي شماريم تنها از آن رو که لحظاتي وجود دارند که نمي توانيم آن انگيزش نامربوطي را که (( آرمانگرايي )) نام دارد ؛ مهار نماييم. تاثير نازپروردگي بيش از اندازه ؛ نيرومند تر از خشم فرد بي دل و جان است. ارد بزرگ : آن که به خرد توانا شد ، ترس برايش نامفهوم است . پوپ : وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطريهاي تنگ دهن مي ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صداي بيشتري آن را به خارج مي ريزند . شوپنهاور : ما ندرتاً درباره آنچه که داريم فکر مي کنيم ، درحاليکه پيوسته در انديشه چيزهايي هستيم که نداريم . اسکاول شين : خدا به زمان احتياج ندارد و هرگز دير نمي کند. اُرد بزرگ : مرد دلير بهنگام ستيز و نبرد ، همراهانش را نمي شمارد . بزرگمهر :اگر شاه به تو مهربان باشد دلير و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شير از آن مي هراسد . و سنت فرانسيس دي سلز :آرزومند آن مباش که چيزي غير از آنچه هستي باشي، بکوش که کمال آنچه هستي باشي. وير : زندگي چيست ؟ يک مزبله کثيف ، يک قتلگاه فجيع ، يک دارالمجانين بزرگ که تا کنون تحت هيچ قانون منظمي اداره نشده است . اُرد بزرگ : آن که ديگران را ابزار پرش خويش مي سازد ، تنها خواهد ماند . جبران خليل جبران : تاسف ، ابرسياهي است که آسمان ذهن آدمي را تيره مي سازد در حالي که تاثير جرائم را محو نمي کند . يحيي برمکي : انديشه دريايي است که مرواريد آن فلسفه و فرزانگي است . اُرد بزرگ : آن که نمي تواند از خواب خويش براي فراگيري دانش و آگاهي کم کند توانايي برتري و بزرگي ندارد . ونيسنت لمباردي : مهم نيست اگر زمين بخوريد، مهم دوباره برخاستن است . اُرد بزرگ : آن که همزمان پرسشهاي پراکنده در حوزه هاي گوناگون مي پرسد ، تنها مي خواهد زمان و نيروي شما را تباه سازد شوپنهاور : اگر با خونسردي گناهان کوچک را مرتکب شديم ، روزي مي رسد که بدترين گناهان را هم بدون خجالت و پشيماني مرتکب مي شوبم . وير : زندگي از سه جزء تشكيل شده است:آنچه بوده ، آنچه هست و آنچه خواهد بود.بيائيد تا از گذشته براي حال استفاده كنيم و در حال چنان زندگي كنيم كه زندگي آينده بهتر باشد. شكل دادن به زندگي وظيفه خودمان است . به صورتي كه آنرا بسازيم ، اين بازسازي مايه زيبايي و يا مايه شرمساري ما مي شود. ارد بزرگ : آن که پند پذير نيست ، در حال افتادن در چاله سستي و زبوني است . بزرگمهر :اگر کوه با همه سنگيني و عظمت و صلابت که وي راست فرمان شاه را سبک دارد تيره راي خيره سري بيش نيست . فردريش نيچه :انديشه هاي ما ، آري و نه گفتن هاي ما ، و اگر و اما گفتن هاي ما ، همه با همان ضرورتي از درون ما رشد مي كنند كه ميوه از دل درخت ، به هم مر بوط و با هم خويشاوندند ، و همه از يك اراده، يك وضع جسماني، يك خاك ، و يك خورشيد نشان دارند . والت ديسني : غير ممكن ها را انجام دادن نوعي لذت است . جبران خليل جبران : به روزگار شيرين رفاقت سفره ي خنده بگستريد و نان شادماني قسمت کنيد . به شبنم اين بهانه هاي کوچک است که در دل ، سپيده مي دمد و جان تازه مي شود . شوپنهاور: هنرها تنها تقليد محض واقعيت خارجي نيستند و اگر برخي آثار هنري چنين بودند در حقيقت در برابر رسالت عالي خود کاذب مي نمودند. فردريش نيچه :انسان برتر از ابرانسان بسيار دور است . ارد بزرگ : آن که به سرنوشت ميهن و توده آدميان سرزمين خويش بي انگيزه است ارزش ياد کردن ندارد . پاتريک هانري : آيا زندگي آنقدر عزيز ، و صلح آنقدر شيرين است که به بهاي زنجير و اسارت خريداري شود ؟ ويليام ماتيوس : نخستين قانون موفقيت تمرکز است . يعني همه نيروهاي خود را روي يک نقطه متمرکز کنيد ، مستقيما به سراغ همان برويد و به چپ و راست منحرف نشويد. ارد بزرگ : آن که برنامه ها را از پايان به آغاز مورد ارزيابي ( نقد) قرار مي دهد ، در حال سرپوش گذاردن بر روي چيزي است . جبران خليل جبران : حاشا که آواز آزادي از پس ميله و زنجير به گوش تواند رسيد و از گلوگاه مرغان اسير . بزرگمهر :برترين دانش ها يزدان پرستي است . پل نرولا : دوست بجاي چتريست که بايد روزهاي باراني همراه شما باشد . پول شرر : يگانه راه براي افزودن خوشبختي بر روي زمين آن است که تقسيمش کنيم . اُرد بزرگ : آن که مي دزدد ، جز حق خويش چيزي نمي ستاند . اما اين ستاندن نفرين و خواري ابدي در پي دارد . جبران خليل جبران : زندگي روزانه شما پرستشگاه شما و دين شماست .آنگاه كه به درون آن پاي مي نهيد، همه هستي خويش را همراه داشته باشيد . ويل دورانت : بخش عمده ي تاريخ حدس است و بقيه تعصب. فردريش نيچه :اصولا زماني پوچي براي چيزي معنا پيدا ميکند که بيايم براي آن ، هدفي تعريف کنيم .و اگر بدانيم هدفي در کار نيست، به پوچي هم نخواهيم رسيد . اُرد بزرگ : آن که کارش را دوست ندارد خيلي زود پير مي شود . وينسنت لمباردي : مهم نيست اگر زمين بخوريد، مهم دوباره برخاستن است. اُرد بزرگ : آن که راستي نپويد ، گرفتار آميزش ، با اهريمن است ، فرزند اين آميزش ، آشوب است و شورش . شوپنهاور: مفاهيم سازه هاي مغزي اند حال آنکه ايده ها مقدم بر فکر بشري هستند . در حقيقت درک مغزي ما از ايده ها مفهوم را مي سازند لذا مفاهيم را راهي به قلمرو ذاتها نيست. پوپ : انديشه هاي ما در غرفه هاي بيشمار دماغ با زنجير ناپيدا به يکديگر پيوسته اند . چون يکي از آنها بيدار شود ، هزار تاي ديگر نيز سر بر مي دارند . بزرگمهر :آن چه دلخواه همه است جز تن درستي نيست ، که اگر کسي روزي از آن محروم شد آرزويي جز بدست آوردنش ندارد . آلن لاکين : هر جا که عشق بزرگي خانه کرده است خشم بزرگي نيز مسکن دارد . جبران خليل جبران : ايمان از کردار جدا نيست و عمل از پندار . ارد بزرگ : آن که زيبايي خرد را نديد ، گرفتار زيبايي آدميان شد ، و بدين گونه از هر چه داشت ، تهي گشت . فردريش نيچه :اجحاف نکردن و آسيب نرساندن به ديگران براي رسيدن به برابري ريشه و بنياد جامعه است ولي اين خواست نفي زندگي ست چون زندگي بهره کشيدن از ديگران است که ناتوان ترند. پورلي نيکولاس : ازدواج کتابي است که فصل اول آن به نظم است و بقيه فصول به نصر . پرل پاک : انتخاب پدر و مادر در دست خود انسان نيست ، ولي انتخاب مادرشوهر و مادر زن دست خود انسان است . اُرد بزرگ : آن که از آينده سخن مي گويد و آن را مي سازد بارها و بارها مي زيد و تا ياد و سخنش در ميان ماست او زاده مي شود و باز هم . يانيس ريتسوس : زبان شاعر، تنها برآيند يک کار نقد يا تحليل نيست. سنتز واقعيت است با خيال و افسانه. سنتزي که توسط حواس - در رابطه ي متقابل با عقل - صورت مي گيرد. شوپنهاور: وظيفه هنر تجلي ايده هاست. پرويز ياحقي : شاهکارها با گذشت زمان کهنه نمي شوند ، اين بماند ، در هر زماني بسته به موقع و مقام جلوه و جمالي دوباره مي يابند چنان که گويي به تازگي مطرح شده اند اُرد بزرگ : آن که درست سخن نمي گويد داناترين هم که باشد باز از ديدگاه همگان بي سواد است . توماس مان : هنر ، قدرت و توانايي نيست بلکه تسلي خاطر است . ماخذ : روزنامه اعتدال http://www.etedaldaily.ir/pub/1387/Tir/03/html/page5.html#37421 سخنان حكيمانه آنتوان چخوف : خوشبختي وجود ندارد و ما خوشبخت نيستيم ، اما مي توانيم اين حق را به خود دهيم که در آرزوي آن باشيم . جبران خليل جبران : مردم ! هشدار ! که زيبايي زندگاني ست ، آن زمان که پرده گشايد و چهره برنمايد . لکن زندگي شماييد و حجاب خود ، شماييد . زيبايي قامت بلند ابديت است ، نگران منتهاي خويش در زلال آينه . اما صراحت آينه شماييد و نهايت جاودانه شماييد . شوپنهاور : با مصلحت ديگران ازدواج كردن در جهنم زيستن است . فردريش نيچه :افراطي ترين صورت هيچ انگاري مي تواند اين ديدگاه باشد که همه باورها ؛ همهء چيزي را حقيقي انگاشتن ها لزوما" به خطا مي روند ؛ به اين علت ساده که هيچ دنياي واقعي در کار نيست . چنين است يک ظاهر دورنمايي که از درون ما سرچشمه گرفته است . امير مهدي بديع : حقيقت فردا از پستان خطا و اشتباه ديروز شير مي خورد برانچ کامل : خوشبين اظهار ميدادر که ما در بهترين دنياي ممکنه به سر مي بريم و بدبين بيمناک است که نکند سخن او راست باشد ارد بزرگ : افزايش ناگهاني توده سبب کاهش ادب ، فرهنگ و فرهيختگي مي گردد آنهم از آن رو که نسل و تبار پيش از آن نمي تواند بايستگي ها را همچون آموزگار بدرستي آموزش دهد . شاتو بريان : خوشبختي توپي است که وقتي مي غلتد به دنبالش مي رويم و وقتي توقف مي کند به آن لگد مي زنيم . باربارا استراسيند : هرگز نمى خواهم به واسطه محدوديت هايم، محدود شوم بزرگمهر :اگر کسي نه در وقت ضرورت سخن گفت قدرش شکسته مي شود . اُرد بزرگ : اين ديدگاه اشتباست که بپنداريم مرد توانا ، فرزندي همچون خود خواهد داشت . آنتوان چخوف : خوشبختي وجود ندارد و ما خوشبخت نيستيم ، اما مي توانيم اين حق را به خود بدهيم که در آرزوي آن باشيم . شوپنهاور : اسرار شخص ، مانند زندانياني است که چون رها شوند تسلط بر آنها غير ممکن است . بوخوالد : تنها علاج عشق، ازدواج است. آنتوان چخوف : انسان همان چيزي است که باور دارد . ارد بزرگ : انديشه و سخن ريش سفيد ، برآيند صبوري ، مردمداري و سرد وگرم چشيدگي روزگار است . فردريش نيچه :از کدامين ستاره بر زمين افتاديم تا در اينجا يکديگر را ملاقات کنيم.؟ شيللر : زمان براي هيچ كس نه متوقف مي شود نه بر مي گردد ونه اضافه مي شود. ارد بزرگ : ارزش استاد را دانستن هنر نيست ، بلکه بايستگي است . جبران خليل جبران : کار تجسم عشق است. اپيکتوس : اگر مي خواهي خوب باشي بايد اول معتقد باشي که بد هستي . اُرد بزرگ : استخوان بندي فرياد در هنگامه رستاخيز ، پاسخگويي به هزاران ستم بي صداست . اپيکتتوس : هرگز درباره چيزي نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام . بزرگمهر :اگر پرسند کيستي بايد هنرهاي خويش را بشماري . اُرد بزرگ : الگوي انساني شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زيباتري در برابر شماست . آلفرد کاپو : هر ملتي دو نوع دشمن خوني دارد . دسته اي که به قانون پشت پا مي زنند و دسته ديگر کساني که با دقت بيش از حد آن را اجرا مي کنند . فردريش نيچه :اختلاف طبقاتي از ضروريات جامعه است چون عامل اشتياق به پرورش حالت هاي والاتر کمياب تر دورتر و عامل چيرگي بر نفس مي شود. اُرد بزرگ : از آه و نفرين بزرگان و ريش سفيدان هر ايل و قومي بايد ترسيد . پوپ : بهترين راه براي اثبات صفاي ذهني ما نشان دادن خطاهاي ان است . نهر آبي که ناپاکيهاي بستر خود را نمايش مي دهد به ما مي فهماند آب پاک و صاف است . آلفرد کاپو : از خصوصيات زمان ما اين است که متأسفانه فقط افراد پست و پليد ، صاحب اراده و پشتکار مي باشند . اُرد بزرگ : اندرز جوان ، بايد کوتاه ، تازه و داستان وار باشد . ابراهام لينكلن : اگر نمي خواهي در حق تو داوري شود درباره ديگران داوري نكن جبران خليل جبران : دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسيار ، باز اندک باشد ، که واقعيت بخشش ، ايثار از خويشتن است. پوشه : از تمام صفاتي که براي پرورش جان و جسم شما سودمند است هيچ يک به سودمندي تصميم و اراده نيست. فردريش نيچه :اگر دانش ما اين همه به بي طرف بودن خود مي نازد، از آن روست كه جز كنجكاوي ناسالمِ ناتوانان چيز ديگري ندارد . ارد بزرگ : اگر خرد را پيش نگيريم از کردارمان هميشه آزارده خاطريم . شوپنهاور : هر جدايي يک نوع مرگ است و هر ملاقات يک نوع رستاخيز . پاتريک هانري : مرد بزرگ تنها به خود متکي است و جز از خود از هيچکس چيزي طلب نمي کند ولي مردان کوچک از ديگران توقع دارند . آبراهام لينكلن : مصمم شويد كه كارى بايد صورت گيرد، سپس راه انجام آن را خواهيد يافت بزرگمهر :اگر خرسند و رضا باشي زندگي به دلخواه مي سپاري . پوشه : به انسان تندرستي و ثروت بدهيد ، او هر دو را در جستحوي سعادت از دست خواهد داد . ارد بزرگ : آزادي بدون دانايي بدست نمي آيد . پوشه : آنکس که زورمند و قوي است ، مي تواند با مشت تواناي خود دهان ضعيفي را در هم بشکند در حاليکه بايد بداند که مشت درشت تري هم در آستين قويتري پنهان است . جبران خليل جبران : برادرم تو را دوست دارم ، هر كه مي خواهي باش ، خواه در كليسايت نيايش كني ، خواه در معبد، و يا در مسجد . من و تو فرزندان يك آيين هستيم ، زيرا راههاي گوناگون دين انگشتان دست دوست داشتني "يگانه برتر " هستند ، همان دستي كه سوي همگان دراز شده و همه آرزومندان دست يافتن به همه چيز را رسايي و بالندگي جان مي بخشد . آندره ژيد : به نظر من ما روزي خواهيم مرد که نخواهيم و نتوانيم از زيبايي لذت ببريم و در صدد نباشيم آن را دوست بداريم . فردريش نيچه :اگر ما (( بي دل و جان )) هستيم ؛ دست کم نسبت به زندگي چنين نيستيم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنيات )) روبروييم . با خشمي ريشخند آميز در آنچه (( آرمانها )) مي ناميمشان ؛ در حال غور و تامل هستيم. ما خويش را خوار مي شماريم تنها از آن رو که لحظاتي وجود دارند که نمي توانيم آن انگيزش نامربوطي را که (( آرمانگرايي )) نام دارد ؛ مهار نماييم. تاثير نازپروردگي بيش از اندازه ؛ نيرومند تر از خشم فرد بي دل و جان است. ارد بزرگ : آن که به خرد توانا شد ، ترس برايش نامفهوم است . پوپ : وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطريهاي تنگ دهن مي ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صداي بيشتري آن را به خارج مي ريزند . شوپنهاور : ما ندرتاً درباره آنچه که داريم فکر مي کنيم ، درحاليکه پيوسته در انديشه چيزهايي هستيم که نداريم . اسکاول شين : خدا به زمان احتياج ندارد و هرگز دير نمي کند. اُرد بزرگ : مرد دلير بهنگام ستيز و نبرد ، همراهانش را نمي شمارد . بزرگمهر :اگر شاه به تو مهربان باشد دلير و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شير از آن مي هراسد . و سنت فرانسيس دي سلز :آرزومند آن مباش که چيزي غير از آنچه هستي باشي، بکوش که کمال آنچه هستي باشي. وير : زندگي چيست ؟ يک مزبله کثيف ، يک قتلگاه فجيع ، يک دارالمجانين بزرگ که تا کنون تحت هيچ قانون منظمي اداره نشده است . اُرد بزرگ : آن که ديگران را ابزار پرش خويش مي سازد ، تنها خواهد ماند . جبران خليل جبران : تاسف ، ابرسياهي است که آسمان ذهن آدمي را تيره مي سازد در حالي که تاثير جرائم را محو نمي کند . يحيي برمکي : انديشه دريايي است که مرواريد آن فلسفه و فرزانگي است . اُرد بزرگ : آن که نمي تواند از خواب خويش براي فراگيري دانش و آگاهي کم کند توانايي برتري و بزرگي ندارد . ونيسنت لمباردي : مهم نيست اگر زمين بخوريد، مهم دوباره برخاستن است . اُرد بزرگ : آن که همزمان پرسشهاي پراکنده در حوزه هاي گوناگون مي پرسد ، تنها مي خواهد زمان و نيروي شما را تباه سازد شوپنهاور : اگر با خونسردي گناهان کوچک را مرتکب شديم ، روزي مي رسد که بدترين گناهان را هم بدون خجالت و پشيماني مرتکب مي شوبم . وير : زندگي از سه جزء تشكيل شده است:آنچه بوده ، آنچه هست و آنچه خواهد بود.بيائيد تا از گذشته براي حال استفاده كنيم و در حال چنان زندگي كنيم كه زندگي آينده بهتر باشد. شكل دادن به زندگي وظيفه خودمان است . به صورتي كه آنرا بسازيم ، اين بازسازي مايه زيبايي و يا مايه شرمساري ما مي شود. ارد بزرگ : آن که پند پذير نيست ، در حال افتادن در چاله سستي و زبوني است . بزرگمهر :اگر کوه با همه سنگيني و عظمت و صلابت که وي راست فرمان شاه را سبک دارد تيره راي خيره سري بيش نيست . فردريش نيچه :انديشه هاي ما ، آري و نه گفتن هاي ما ، و اگر و اما گفتن هاي ما ، همه با همان ضرورتي از درون ما رشد مي كنند كه ميوه از دل درخت ، به هم مر بوط و با هم خويشاوندند ، و همه از يك اراده، يك وضع جسماني، يك خاك ، و يك خورشيد نشان دارند . والت ديسني : غير ممكن ها را انجام دادن نوعي لذت است . جبران خليل جبران : به روزگار شيرين رفاقت سفره ي خنده بگستريد و نان شادماني قسمت کنيد . به شبنم اين بهانه هاي کوچک است که در دل ، سپيده مي دمد و جان تازه مي شود . شوپنهاور: هنرها تنها تقليد محض واقعيت خارجي نيستند و اگر برخي آثار هنري چنين بودند در حقيقت در برابر رسالت عالي خود کاذب مي نمودند. فردريش نيچه :انسان برتر از ابرانسان بسيار دور است . ارد بزرگ : آن که به سرنوشت ميهن و توده آدميان سرزمين خويش بي انگيزه است ارزش ياد کردن ندارد . پاتريک هانري : آيا زندگي آنقدر عزيز ، و صلح آنقدر شيرين است که به بهاي زنجير و اسارت خريداري شود ؟ ويليام ماتيوس : نخستين قانون موفقيت تمرکز است . يعني همه نيروهاي خود را روي يک نقطه متمرکز کنيد ، مستقيما به سراغ همان برويد و به چپ و راست منحرف نشويد. ارد بزرگ : آن که برنامه ها را از پايان به آغاز مورد ارزيابي ( نقد) قرار مي دهد ، در حال سرپوش گذاردن بر روي چيزي است . جبران خليل جبران : حاشا که آواز آزادي از پس ميله و زنجير به گوش تواند رسيد و از گلوگاه مرغان اسير . بزرگمهر :برترين دانش ها يزدان پرستي است . پل نرولا : دوست بجاي چتريست که بايد روزهاي باراني همراه شما باشد . پول شرر : يگانه راه براي افزودن خوشبختي بر روي زمين آن است که تقسيمش کنيم . اُرد بزرگ : آن که مي دزدد ، جز حق خويش چيزي نمي ستاند . اما اين ستاندن نفرين و خواري ابدي در پي دارد . جبران خليل جبران : زندگي روزانه شما پرستشگاه شما و دين شماست .آنگاه كه به درون آن پاي مي نهيد، همه هستي خويش را همراه داشته باشيد . ويل دورانت : بخش عمده ي تاريخ حدس است و بقيه تعصب. فردريش نيچه :اصولا زماني پوچي براي چيزي معنا پيدا ميکند که بيايم براي آن ، هدفي تعريف کنيم .و اگر بدانيم هدفي در کار نيست، به پوچي هم نخواهيم رسيد . اُرد بزرگ : آن که کارش را دوست ندارد خيلي زود پير مي شود . وينسنت لمباردي : مهم نيست اگر زمين بخوريد، مهم دوباره برخاستن است. اُرد بزرگ : آن که راستي نپويد ، گرفتار آميزش ، با اهريمن است ، فرزند اين آميزش ، آشوب است و شورش . شوپنهاور: مفاهيم سازه هاي مغزي اند حال آنکه ايده ها مقدم بر فکر بشري هستند . در حقيقت درک مغزي ما از ايده ها مفهوم را مي سازند لذا مفاهيم را راهي به قلمرو ذاتها نيست. پوپ : انديشه هاي ما در غرفه هاي بيشمار دماغ با زنجير ناپيدا به يکديگر پيوسته اند . چون يکي از آنها بيدار شود ، هزار تاي ديگر نيز سر بر مي دارند . بزرگمهر :آن چه دلخواه همه است جز تن درستي نيست ، که اگر کسي روزي از آن محروم شد آرزويي جز بدست آوردنش ندارد . آلن لاکين : هر جا که عشق بزرگي خانه کرده است خشم بزرگي نيز مسکن دارد . جبران خليل جبران : ايمان از کردار جدا نيست و عمل از پندار . ارد بزرگ : آن که زيبايي خرد را نديد ، گرفتار زيبايي آدميان شد ، و بدين گونه از هر چه داشت ، تهي گشت . فردريش نيچه :اجحاف نکردن و آسيب نرساندن به ديگران براي رسيدن به برابري ريشه و بنياد جامعه است ولي اين خواست نفي زندگي ست چون زندگي بهره کشيدن از ديگران است که ناتوان ترند. پورلي نيکولاس : ازدواج کتابي است که فصل اول آن به نظم است و بقيه فصول به نصر . پرل پاک : انتخاب پدر و مادر در دست خود انسان نيست ، ولي انتخاب مادرشوهر و مادر زن دست خود انسان است . اُرد بزرگ : آن که از آينده سخن مي گويد و آن را مي سازد بارها و بارها مي زيد و تا ياد و سخنش در ميان ماست او زاده مي شود و باز هم . يانيس ريتسوس : زبان شاعر، تنها برآيند يک کار نقد يا تحليل نيست. سنتز واقعيت است با خيال و افسانه. سنتزي که توسط حواس - در رابطه ي متقابل با عقل - صورت مي گيرد. شوپنهاور: وظيفه هنر تجلي ايده هاست. پرويز ياحقي : شاهکارها با گذشت زمان کهنه نمي شوند ، اين بماند ، در هر زماني بسته به موقع و مقام جلوه و جمالي دوباره مي يابند چنان که گويي به تازگي مطرح شده اند اُرد بزرگ : آن که درست سخن نمي گويد داناترين هم که باشد باز از ديدگاه همگان بي سواد است . توماس مان : هنر ، قدرت و توانايي نيست بلکه تسلي خاطر است . ماخذ : روزنامه اعتدال http://www.etedaldaily.ir/pub/1387/Tir/02/html/page5.html#37421 سخنان حکیمانه جبران خليل جبران : اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که يکي بر سفره ي شما نشسته است ، ديگري در رختخوابتان آرميده باشد.شما پيوسته چون ترازوييد بي تکليف در ميانه اندوه و نشاط ارد بزرگ : آن گاه که شب فرا رسيد و همه پديدگان فرو خُفتند ابردرياها به پا مي خيزند، آيا تو هم بر مي خيزي ؟ فردريش نيچه :بشر امروز در پرستش بتان مي زيد بتان عرصهء اخلاق بتان گستره سياست بتان عرصه فلسفه.خداياني کاملا" باطل که خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستيده اند.از اين روي از راه تئودور وزد : در هر کجا که هستيد و با هر چه که در اختيار داريد کاري بکنيد . ارد بزرگ : آن گاه که نمي دانم چه مي گويم ، جز راستي چيزي بر زبانم جاري نيست . نادر شاه افشار : ميدان جنگ مي تواند ميدان دوستي نيز باشد اگر نيروهاي دو طرف ميدان به حقوق خويش اکتفا کنند . توماس کارلايل : بشر ، حيوان بکار برنده ابزار است . در هيچ نقطه اي او را بدون ابزار نمي توان يافت . با نداشتن ابزار در حکم هيچ است و با داشتن آن همه چيز . تاگور : زندگي حتي با عشق گم شده نيز شيرين تر از زندگي بي عشق است . ارد بزرگ : آسودگي آدمي ، به گنج و دينار نيست که به خرد است و روشن بيني . تي .اس.اليوت : هرکس نبوغي دارد ، اما اغلب فقط براي چند دقيقه اُرد بزرگ : آسيب ديده هميشه درهاي روياهايش کوچک و کوچکتر مي شود ، مگر با اميد که شرايط ما را دگرگون مي سازد . جبران خليل جبران : بسياري از دين ها به شيشه پنجره مي مانند.راستي را از پس آنها مي بينيم، اما خود، ما را از راستي جدا مي كنند . سنت بور : تنها به قصد دست يافتن به امور محال است که بشر مي تواند به بالاترين حد امور ممکن دست يابد. مولير : هر قدر کسي را بيشتر دوست داشته باشيد کمتر مغرورش کنيد. اُرد بزرگ : فزون خواهي براي داشته هاي ما زيانبار است . ل - کارو :در جواني دوست نداشتن علامت بدي است . روح سالم هميشه يکنفر دوست را که لايق باشد ملاقات خواهد کرد . لئوپول : اگر از طبقه بالا زن بگيريد، بهجاي خويشاوند ارباب خواهيد داشت. اُرد بزرگ : فرمانروا با انديشه وزيران توانمند خويش فرمانروايي مي کند . جبران خليل جبران : شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آميزيد و پيوسته بار وظيفه اي را بي رغبت به دوش مي کشيد ، زنهار دست از کار بشوييد و بر آستان معبدي نشينيد و از آنان که به شادي ، تلاش کنند صدقه بستانيد.زيرا آنکه بي ميل ، خميري در تنور نهد ، نان تلخي واستاند که انسان را تنها نيمه سير کند ، و آنکه انگور به اکراه فشارد ، شراب را عساره اي مسموم سازد ، و آنکه حتي به زيبايي آواز فرشتگان نغمه ساز کند ، چون به آواز خويش عشق نمي ورزد ، تنها مي تواند گوش انساني را بر صداي روز و نجواي شب ببندد. پتياگور : براي تلفظ کوتاهترين کلمه "بله" يا "نه" خيلي بيشتر از يک نطق بايد فکر کرد . فردريش نيچه :اراده يک احساس نيست بلکه شامل احساس هاي متعدد است و نمي توان آن را از انديشه جدا کرد. در عين حال اراده يک شور است و کسي که اراده مي کند به اشتباه اراده را با عمل يکي در نظر مي گيرد. پرسليس : هرکس قادر به تملک و اراده نفس خود باشد آزادي حقيقي را به دست آورده است . بزرگمهر : به هنگام نبرد هوشيار و نگهدار تن خويش باش . چون دشمن در برابر تو ايستاد بر آشفته مشو و تدبير نيکو کن . ارد بزرگ : آن که در بيراهه قدم بر مي دارد آرمان خويش را گم کرده است . اريسون سووت ماردن : ميزان بزرگي و موفقيت هر فرد بستگي به اين دارد که تا چه حد مي تواند همه نيروهاي خود را در يک کانال بريزد. اُرد بزرگ : آنان که تيشه به ريشه بزرگان و ريش سفيدان مي زنند خود و فرزندانشان را بي پناه خواهند ساخت . شوپنهاور: ايده هاي ازلي دريافته از تامل ناب هستند و مايه اساسي و ابدي تمام پديده هاي جهان را بازگو مي کنند. اين ايده ها متناسب با ماده اي که واسطه بازگويي آنها هستند ، جامه نقاشي ، شعر، مجسمه سازي يا موسيقي مي پوشند . تنها سرچشمه هنر معرفت بر ايده هاست و تنها هدف آن انتقال اين معرفت است. اريسون سووت ماردن : هر عادتي در ابتدا مانند يک نخ نازک است . اما هربار که يک عمل را تکرار مي کنيم ما اين نخ را ضخيم تر مي کنيم و با تکرار عمل نهايتا اين نخ تبديل به طناب و بلندي مي شود که براي هميشه به دور فکر و عمل ما مي پيچد. اُرد بزرگ : آنان که از رسيدن به ريشه ها هراس دارند ، در روزمرگي دست و پا مي زنند . جبران خليل جبران : شما مي توانيد بانگ طبل را مهار کنيد و سيم هاي گيتار را باز کنيد ، ولي کداميک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟ بايگون : بدگماني ميان افکار انسان مانند خفاش در ميان پرندگان است که هميشه در سپيده دم يا به هنگام غروب که نور ظلمت بهم آميخته است بال فشاني مي کند . آندره ژيد : من احساس مي كنم پس هستم اُرد بزرگ : آنان که پژوهش کرده اند تنها به داشته هاي دروني خويش آشنا شده اند و اين دستآويزي بر خوار شمردن ديگران نيست ، کساني به اين رازها مي رسند بي کوچکترين پژوهشي ، آنها با کار و نگرش در ژرفاي آفريده هاي اين جهاني به بسياري از ناگفته ها پي مي برند . بزرگمهر : به نزديک خردمندان چهار چيز بر پادشاهان عيب است : ترسيدن در ميدان جنگ ، گريز از بخشندگي ، خوار داشتن راي خردمندان ، شتابزدگي و نا آرامي و بيقراري در کارها . فردريش نيچه :اي اختر بزرگ ؛ تو را چه نبکبختي مي بود اگر نمي داشتي آناني را که روشني شان مي بخشي ! هان ! از فرزانگي خويش به تنگ آمده ام و چون زنبوري انگبين بسيار گرد کرده ؛ مرا به دستهايي نياز است که به سويم دراز شوند. هان ! اين جام ديگر بار تهي شدن خواهد و ابرانسان ديگر بار انسان شدن. يانيس ريتسوس : شعر، حافظه ي آينده است. ماخذ : روزنامه اعتدال http://www.etedaldaily.ir/pub/1387/Kho/28/html/page5.html#37526 سخنان حکیمانه ثورو ويک : زندگيت هرچه باشد با آن روبرو شو و آن را در آغوش گير ، از آن دوري مکن و به نامهاي سخت و درشتش مخوان .زندگي آنقدر بد نيست که توهستي تذکره الاولياء : کاش ميدانستم چه کسي مرا غيبت مي کند؟ چه کسي مرا دشمن مي دارد؟ و که بد مي گويد؟ تا او را سيم و زر فرستادمي که چون کار من مي کند از مال من نيز خرج کند بزرگمهر : بيهوده گوي در نظر هيچ کس قدر ندارد . اُرد بزرگ : آدم هاي بزرگ به خوشي هاي کوتاه هنگام تن نمي دهند . توماس ولف : در دنيا هيچ منظره اي جالب تر از زني که مشغول پختن غذا براي مرد محبوب خويش است وجود ندارد . پاتريک هنري : يا به من آزادي بدهيد يا مرگ. فردريش نيچه :بشر به دليل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دليل تشنگي عقل ناب. شوپنهاور: موسيقي اي اصيل است که در وراي خود بيانگر ايده اي باشد. پرل بيلي : آنچه اين جهان واقعاً بدان نياز دارد محبت بيشتر و كاغذبازي كمتر است. اُرد بزرگ : آدم هاي بزرگ و انديشمند ، بسيار اشک مي ريزند . پنتاگوراس : در ميان آتش و زنها افتادن هر دو يکي است. جبران خليل جبران : مبادا او که داراي اشتياق و نيرويي فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا اين حد خمود و ديررسي؟! " . زيرا ، اي سوته دل ! فرد صالح هرگز از عريان و لخت نمي پرسد " لباست کو؟! " و از بي پناه سوال نمي کند " خانه ات کجاست ؟! " . تورو : تا کنون رفيقي پيدا نکرده ام که به اندازه تنهايي قابل رفاقت باشد . اُرد بزرگ : آدم هاي ماندگار به چيزي جز آرمان نمي انديشند . تئودور روزوست : در هر جا که هستيد و با هر چه که در اختيار داريد کاري بکنيد. بزرگمهر : بد نژادان و بدگوهران خطاکار را بايد از درگاه خويش براند تا نيکان از گزندشان در امان بمانند . ارد بزرگ : آدم هاي پاک نهاد درهاي وجودشان را پس از ناسپاسي مي بندند نه پيش از آن . فردريش نيچه :بشر را مشتاق زندگي ساده و همراه با رياکاري اخلاق گرايانه مي بينم. پائولو کوئيلو : در جواني آنگاه که رؤياهايمان با تمام قدرت درما شعله ورند خيلي شجاعيم ولي هنوز راه مبارزه را نمي دانيم، وقتي پس از زحمات فراوان مبارزه را مي آموزيم ديگر شجاعت آن را نداريم. تناجيو : وقتي در زندگي به داشتني هاي خود فکر مي کنيم خود را خوشبخت و زماني که به نداشته مي انديشيم خود را بدبخت حس مي کنيم . پس خوشبختي ما در تصور خود ماست . جبران خليل جبران : چه ناچيز است زندگي كسي كه با دست هايش چهره خويش را از جهان جدا ساخته و چيزي نمي بيند، جز خطوط باريك انگشتانش را . نادر شاه افشار :کيست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهاي فرو ريخته به قصد انتقام بيرون مي آيند انتقام از خراب کننده و نداي از درونم مي گفت برخيز ايران تو را فراخوانده است و برخواستم . شوپنهاور :اگر با شخص مباحثه کنيم و تمام قدرت استدلال و بيان خود را به کار اندازيم چقدر تلخ و خشمگين خواهيم شد وقتي که بفهميم طرف نمي خواهد بفهمد و ما با اراده او سر و کار داريم. از اينجاست که منطق بي فايده است. ارد بزرگ : آدم هاي آرمانگرا هنگاميکه به نادرست بودن آرزويي پي مي برند بر ادامه آن پافشاري نمي کنند يورتن : ديوانگي محض است که کسي براي آنکه ثروتمند بميرد ، زندگي خود را چون فقرا و بيچارگان به سر آورد . فردريش نيچه :با ديگران بودن آلودگي مي آورد. توماس براس : ميان انسان و شرافت رشته باريکي وجود دارد و اسم آن قول است . اُرد بزرگ : آدمياني که با ديگران رو راست نيستند با خود نيز بدين گونه اند . تنسون : خود را بشناس و بر روح خويش فرمانروايي کن . در اين صورت مي تواني اميدوار باشي که روزي مقتدر و سعادتمند خواهي شد . بزرگمهر : بيدارترين ، هشيارترين ، و پسنديده ترين کسان ، داناي سالخورده اي باشد که دانش به تجربت آموخته است . اُرد بزرگ : آب و هوا ، بر جهان بيني ، پبوندهاي توده و انديشه ما تاثيرگذار است . سارتو : انسان همان جايى است كه تصميم مى گيرد باشد. اُرد بزرگ : آرمان و خواسته خود را در گفتگوهاي روزانه بررسي کنيد اگر در آن پيشرفتي نمي بينيد نيازي بر انجام آن نيز نخواهد بود . پلو تارك : ستون تمدن , كتاب و مطبوعات است. پل نيسن: اگر در دل شوق و عشق داري از زندگي خود بهره بسيار به دست آر چون عشق همواره آدمي را به سوي کمال راه مي نمايد. فردريش نيچه :بشر براي فرار از خدا طبيعت را عامل همه چيز مي داند و قانوني در طبيعت در کار نيست بلکه پديده هاي طبيعي به دليل قدرت به وجود مي آيند. شان فور : اغلب مردم نيمي از عمر را صرف بدبخت نمودن نيم ديگر مي نمايند . اُرد بزرگ : آرمان و انگيزه هويدا ، ويژگي آدم کارآمد است . تراين وادارلز : روزنامه ها دائرةالمعارف هاي زندگي جهانند . همه چيز را از چهار گوشه جهان بريا ما نقل مي کنند . اُرد بزرگ : آن گاه که سنگ خويشتن را به سينه مي زنيم نبايد اميد داشته باشيم همگان فرمانبردار ما باشند . بزرگمهر : براي آدمي دشمن دانا از دوست نادان بهتر است . يک دهقان آفريقايي : هيئت هاي مسيحي وقتيکه به سرزمين ما آمدند داراي آيين مقدس بودند و ما صاحب زمين بوديم ، اکنون آنها مالک زمين هستند و ما داراي آيين مقدس . جبران خليل جبران : اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که يکي بر سفره ي شما نشسته است ، ديگري در رختخوابتان آرميده باشد.شما پيوسته چون ترازوييد بي تکليف در ميانه اندوه و نشاط ارد بزرگ : آن گاه که شب فرا رسيد و همه پديدگان فرو خُفتند ابردرياها به پا مي خيزند، آيا تو هم بر مي خيزي ؟ فردريش نيچه :بشر امروز در پرستش بتان مي زيد بتان عرصهء اخلاق بتان گستره سياست بتان عرصه فلسفه.خداياني کاملا" باطل که خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستيده اند.از اين روي از راه تئودور وزد : در هر کجا که هستيد و با هر چه که در اختيار داريد کاري بکنيد . ارد بزرگ : آن گاه که نمي دانم چه مي گويم ، جز راستي چيزي بر زبانم جاري نيست . نادر شاه افشار : ميدان جنگ مي تواند ميدان دوستي نيز باشد اگر نيروهاي دو طرف ميدان به حقوق خويش اکتفا کنند . توماس کارلايل : بشر ، حيوان بکار برنده ابزار است . در هيچ نقطه اي او را بدون ابزار نمي توان يافت . با نداشتن ابزار در حکم هيچ است و با داشتن آن همه چيز . تاگور : زندگي حتي با عشق گم شده نيز شيرين تر از زندگي بي عشق است . ارد بزرگ : آسودگي آدمي ، به گنج و دينار نيست که به خرد است و روشن بيني . تي .اس.اليوت : هرکس نبوغي دارد ، اما اغلب فقط براي چند دقيقه اُرد بزرگ : آسيب ديده هميشه درهاي روياهايش کوچک و کوچکتر مي شود ، مگر با اميد که شرايط ما را دگرگون مي سازد . جبران خليل جبران : بسياري از دين ها به شيشه پنجره مي مانند.راستي را از پس آنها مي بينيم، اما خود، ما را از راستي جدا مي كنند . سنت بور : تنها به قصد دست يافتن به امور محال است که بشر مي تواند به بالاترين حد امور ممکن دست يابد ماخذ : روزنامه اعتدال http://www.etedaldaily.ir/pub/1387/Kho/27/html/page5.html#37526 { Last Page } { Page 29 of 113 } { Next Page } |
About MeArchives Linksدکتر شهناز خاتمیForum باشگاه گفتمان تالار گفتگوی دانش پژوهان ایران روح انگیز شاهسوند بشنوازدل نیای بزرگ ایرانیان فردوسی sedai iran صدای ایران امام علی رحمان رییس جمهور تاجیکستان جملات بزرگان تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران انجمن خبرنگاران ایران کیمیا درفشی لیلی مجتبایی تالار گفتگوي تاجیکستان Tajikistan اندیشه ها و افکار مولانا دانشمند Daneshmand اولين نظام جامع تخفيفات در ايران آشیانه شعر وب سایت اختصاصی ف.شیدا آشیانه ی شعر با مدیریت شیوا تالار و انجمن رهایی ضرب المثلهای جهان سخن و پند کوتاه بزرگان ایده - سایتی در مورد نظریه دانشمندان دانلود کتاب سخن بزرگان سخنان بزرگان و جملات حکیمانه از بزرگترین دانشمندان ، روانشناسان و جامعه شناسان امیر همدانی
باربارا دی آنجلیس و عشق و زندگی زناشویی محمد صالح ابوسعیدی و تربیت فرزند
|