سخنان بزرگان و بزرگترین روانشناسان ، جامعه شناسان و دانشمندان درباره موفقیت در سایت جاودانه ها

برگزیده ای از سروده های زیبای فرزانه شیدا سرآینده ایرانی مقیم نروژ - 6

12:51 AM, Friday, December 29, 2006 .. Link
 

گفتن از عشق


تا زمانی که طپد در دلها
قلب دیوانه زعشق
گفتن از عشق ندارد پایان
بنگر این دنیا را
گر که عاشق شدن ار قلب منو ما برود
زندگی بودن بیهئده بدنیای غمی ست
بائر عشق فقط بائر نیست
تک امیدی ست که در این سفر اجباری
بدلت شور مداوم بخشد
تا براه دل خود راه روی
تا محبت را نیز
در جهان زندگی کنی
پاس باید تو بداری با عشق
همه آن مهری را
که بتو لذت بودن بخشید
گفتن از عشق ندارد پایان
تا دلی می طپد از عشق هنوز
گفتن از عشق ندارد پایان

آبانماه 1384

 

 

 فرزانه شیدا

 

 

پروردگار

 

یاد کن از نعمت پروردگار
غیر هم او.. نام دگر را میار

او که سزاوار هم بنده گیست
منشا و معنای همان زندگیست

اوکه تمامیت برهان ماست
بر لب ولبهای دعا یک خداست

او که به مهری شده رحمان ما
بر هدف روشن و پنهان ما

اوکه چو دانای جهان آگه است
برهمه راهی که روی همره است

او که ببخشد بتو هر توبه را
بر تو دهد سینه آسوده را

پاس بدارش که همین یک خداست
بر دل غافل چو همان کیمیاست

شکر کن این نعمت بودن بدهر
مرگ ز مردن که نداده خبر

گو که همین لحظه دم آخر است
مرگ ز ره آمده پشت در است

باش همان بنده ء تقوای پاک
دل شده مهمان بدمی روی خاک

شنبه 2 دي1385

 

 

 

 فرزانه شیدا

 

 

باورم کن

 
باورم کن که مرا نامی هست
گرچه گمنام وغریب
گرچه ا فتاده رهم در غربت
گرچه بیگانگیم وسعت یافت
وسعتی ژرف تر از دیروزک!
گرچه روزی ز سر غصه بخود میگفتم:
کاش غربت بودم
...ناشناسی در خود
!!!
که کسی نام مرا نیز نپرسد از من
وکنون خانه در این خانهء غربت دارم
ناشناسی ز همه دهر غریب
آشنا نیست کسی با نامم
!!!
ومرا نامی هست گرچه گمنام وغریب
!!!
تو...تو مرا باور کن
تو که این شعر مرا میخوانی
تو که از نام من «این میدانی»
که من آن هموطنم
پرچه در خانه ء غربت در دور
آنور آب...ولی
وطنم سبز وسفید وسرخ است
لاله هایش بسیار
دیده ها مانده بره منتظرم
چشم من نیزبراه
!!!
ناشناسم اما...نه برای تو که این شعر مرا میخوانی
تو که معنای همه حرف مرا میدانی
که مرا میفهمی
بی هرآن ترجمه ای
!!!
تو مرا باور کن
تو مرا باورکن که اگر دور ز خاک وطنم
دل من ایرانی ست
ودل ایرانی
هرگز از یاد وطن غافل نیست
تو ...تو مرا باور کن که کنون نام مرا میدانی
آنور آب ...ولی
وطنم سبز وسفید وسرخ است
وپناهش الله
وپناهش الله

1384آذر

 

 

 

 

 فرزانه شیدا

 

 

بگذار بمیرم

 

 

 

 

 

مگذار که فرزانهء فرزانه بمیرم

بگذار که دیوانهء دیوانه بمیرم

میخانه اگر جای منه بی سروپا نیست

بگذار که پشت در میخانه بمیرم

محروم چو از آن لب شیرین چو قندم

بگذار که لب بر لب پیمانه بمیرم

از عشق پر آشوب تو چون خانه خرابم

بگذار که آواره و بی خانه بمیرم

ویران چو از آن دیده ء ویرانگر مستم

بگذار که عاشق دل و ویرانه بمیرم

با عشق تو چون عهد نمودم به اراده

بگذار که با عهد تو مردانه بمیرم

چون جز تو مرا یاری و دلدار دگر نیست

بگذار که من از همه بیگانه بمیرم

از عشق تو چون رانده شدم از همه مردم

بگذار که تنها و غریبانه بمیرم

این قصهء ما کام ندید از سر تقدیر

بگذار به ناکامی افسانه بمیرم

یارا به برم گیر در آن لحظهء مردن

بگذار در آغوش تو مستانه بمیرم

ای دهر وصالش ندهی لیک تو بگذار

در نزد همین دلبر جانانه بمیرم

عمری چو بدل حسرت وصل است و وصالش

بگذار که حسرت دل و ویرانه بمیرم


دوازدهم بهمن 1362

 

 فرزانه شیدا

 

 

تاتو بیآئی

 

 

 

 

 

تــا تـــو بیــــایــــی ..

در امتـــداد ســـکوت ..

در حـــاشیه’ کبـــود زخــم..

...بــا ســـایه ام ...

پرســه خــواهم زد...

دیـــرگــاهیـــســـت ..

گلهــــای خیــال تو ...

در کــــوچــه بــاغــهای ذهنـــم

...شـــکو فــا شـــده انــد...

مـــن میـــدانستـــم ...

کــه تـــو

در قــفــس نمـی مـانـی...

..و بــا ظلـــــمت

...نمــی ســازی...

مـــن اینــــرا میـــدانستــم ..

و دلــــهره’ رفـــتــــن تــو...

هــمیشـــه بــا مــن بــود...

ای مســافر ســرزمیـــن ...

...نــورانی عشــــق...


....ای پــر کشیــــــده ...

به افـق های روشــن ایمــان...

...بـــا مــــن بگــــــو ...

...تــا تـــو بیـــائی..

شــکفتـــن غـــنچـــــه هــا را ...

بــا کـــه بـــگــویـــم؟!..

و آواز عــــــشق را

بـا که بـخــوانــم ؟!...

از:ف.شیدا

1367مهرماه


 

 فرزانه شیدا

 

 

خلوتی میخواهم

 

 

 

 

 خلوتی میخواهم.گوشه ای میخواهم ...

خلوتی مال دلم ...

خلوتی را که در آن با ساعت

با گذار شب و روز....

با"زمان" کاری نیست!

خلوتی میخواهم که

در آن " لحظه " همه لحظهء

با خود بودن ....لحظهء دیدن آثار

خـــداســـت!!! ....

و ثمر بردن ازین زیبایی!!!


دیدن رنگ برنگ همه زیبایی دهر!!

لب آبی ...لب نیزاری...

و دیدار گل و پروانه

دیدن سنجاقک....با پری توری و آبی ....یا سبز

دیدن رقص لطیف نیزار ...

همره نغمهء باد...

و نوازش شدن از دست نوازشگر باد...

که چو معنای محبت زیباست!!!


خلوتی را که در آن ...

"این هنرمند بزرگ "

شاهکاری به منو دنیا داد!!!

شاهکاری که درآن ...

با هزآن احساسی که در آنجا باشی....

لحظه و ساعت غم....

ساعت و لحظهء شادی، خنده

....می توان با همه احساس در آن حالی یافت!!!


خلوتی پیدا کرد....

یا که در جمع کسانی چون خود

...روز شادی گذراند!

بی هرآن رنج و غمی!!!...

یا که در خلوت تنهایی خویش...

با خود و روح طبیعت خوش بود!!!""

(یا که شاید حتی لحظه ای غمگین بود""!!).

با که در احساسی که در درماندی...

که "من احساسم چیست"!؟ " در چه فکری

هستم"؟!....خود گم کردهء خود دریابی!!!

گاه باید با خود لحظه ء تنها بود!!!

گاه باید با خود خلوتی کرد

و بدون تعارف"حال"خود "را پرسید!!!!


واز درون دل خود ...

حرف ناگفته به بیرون هول داد!!!

و بآرامش روح ...و بآرامش دل...

و بآرامش جان "

با طبیعت به "مساوات رسید"!!!!

گاه باید چندی با درون خلوت کرد....

با درون "تنها" بود!!!

مهرماه 1383

 

 فرزانه شیدا

 

 




{ Last Page } { Page 77 of 113 } { Next Page }

About Me

صفحه نخست
Archives

Links

دکتر شهناز خاتمی
Forum باشگاه گفتمان
تالار گفتگوی دانش پژوهان ایران
روح انگیز شاهسوند
بشنوازدل
نیای بزرگ ایرانیان فردوسی
sedai iran صدای ایران
امام علی رحمان رییس جمهور تاجیکستان
جملات بزرگان
تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران
انجمن خبرنگاران ایران
کیمیا درفشی
لیلی مجتبایی
تالار گفتگوي تاجیکستان Tajikistan
اندیشه ها و افکار مولانا
دانشمند Daneshmand
اولين نظام جامع تخفيفات در ايران
آشیانه شعر وب سایت اختصاصی ف.شیدا
آشیانه ی شعر با مدیریت شیوا
تالار و انجمن رهایی
ضرب المثلهای جهان
سخن و پند کوتاه بزرگان
ایده - سایتی در مورد نظریه دانشمندان
دانلود کتاب
سخن بزرگان
سخنان بزرگان و جملات حکیمانه از بزرگترین دانشمندان ، روانشناسان و جامعه شناسان
امیر همدانی

سرآغاز

سخن بزرگان صفحه نخست

سخن بزرگان صفحه دوم

سخن بزرگان صفحه سوم

سخن بزرگان صفحه چهارم

سخن بزرگان صفحه پنجم

سخن بزرگان صفحه ششم

سخن بزرگان صفحه هفتم

سخن بزرگان صفحه هشتم

سخن بزرگان صفحه نهم

سخن بزرگان صفحه دهم

سخن بزرگان صفحه یازدهم

سخن بزرگان صفحه دوازدهم

سخن بزرگان صفحه سیزدهم

سخن بزرگان صفحه چهاردهم

سخن بزرگان صفحه پانزدهم

سخن بزرگان بهمراه عکس

تصویر و سخن بزرگان


سخنانی از فردوسی بزرگ

سخنانی از فردریش نیچه

سخنانی از اُرد بزرگ

سخنانی از جبران خلیل جبران

سخنانی از بزرگمهر

سخنانی از آنتونی رابینز

سخنانی از ناپلئون بناپارت

سخنانی از علی ابن ابیطالب

باربارا دی آنجلیس و عشق و زندگی زناشویی

محمد صالح ابوسعیدی و تربیت فرزند

سروده های فرزانه شیدا

کتاب برانگیختگان نوشته جعفر معروفی در مورد ارد بزرگ ، فردریش نیچه و جبران خلیل جبران کتاب سیصد جمله نوشته امیر همدانی در مورد ارد بزرگ فردریش نیچه و جبران خلیل جبران

سخنان ماندگار نوشته فرزانه شیدا ، جملات برگزیده ایی از ارد بزرگ نظریه قاره کهن ارد بزرگ

سرودهای فرزانه شیدا ذرات طلایی 1 از فرزانه شیدا

ذرات طلایی 2 از فرزانه شیدا

تنها انجمن تخصصي سخن بزرگان و پند هاي حکيمانه

نظرات بازدید کنندگان سایت

Condos
آمار بازدید از سایت